تبليغاتX
الهام کبیری دختری که زن شد

الهام کبیری دختری که زن شد
برای شناسوندن بیشتر همجنسام این وبلاگ رو زدم


  •  

     

     


     



     

    ادرس جدید

  • www.narbeh.blogfa.com

  • هنر دوبله

    اگه به دوبله وفیلمای قدیمی و هنر دوبله فیلمهای موندگارتاریخ سینما علاقه دارید به  ادرس زیر برید .

     میتونید ببینید فیلمهایی که تماشا میکنید و چه کسایی جای رلهاش حرف زدند.

    واقعا زیباست و جذاب حتما سر بزنید.

     

    www.doblehfarsi.blogfa.com

     

     

     

     

     

     

         

     

    من ازادم راحت هر کی  میخواد نگام نکنه.

     من اتنا هستم این ماجرای من و دوستم فریده هستش

    هر وقت به نوع پوش کمی گیر میدادم یا ارایشش میگفت من ازادم هر کی میخو اد نگاه نکنه بهش میگفتم یعنی چی؟؟؟ بهت میرسه این قدر میمالی این موادو به سرو صورتت روزی دو ساعت وا میستی این عمر پر ارزشتو پای اینه صرف ور رفتن با صورتت میکنی که چی بشه میگفت میخوام زیبا باشم  ناز بشم شورشو در اورده بود.

    حالا اینا که هیچی نبود خانوم هر روز با یکی قرار میذاشت که بتیغونتش یه روز شارج یه روز پول هر روز یه چی میگرفت از هر کسی که به پستش بر میخورد اما اینا براش کم بود طمع داشت هی بهش میگفتم نکن  دست از این کارات بردار میگفت ای بابا من دخترم باید از زیباییم استفاده کنم حالا باز این حرفشم جریان داره.

     فریده یه دوستی داشت  اسمش رویا بود اون تو کار قاچاق دخترو فروش دختر این چیزا بود جالب ما دخترا به هم رحم نمیکنیم  اون وقت  بعضی ها میخواند از وفا اینا دم بزنیم  و عشق براشون لاو بترکونیم و...

    وقتی فریده  از رویا پرسیده بود چرا این تیپی میگردی و این کارارام میکنی اون گفته بود به این معتقد زن ازاده و راحت و نباید خودشو حبس کنه و باید از زیباییش استفاده کنه و جالبه به همه اونایی که میفرستادشون اونوری میفروخنشون میگفت شماها باید از زیباییتون استفاده کنید و مردارو جذب کنید باید از زیباییتون پول در بیارید  نمیدونم بعضیا تو چه رویایی سیر میکنند و چی فکر میکنند .فریده دوستم بود سعی میکردم بش کمک کنم اما از هر دری وارد میشدم فایده نداشت حتی یه بار م سر این موضوع باش بحثم شد کار به جای باریک کشید و من مدتی باش قهر بودم تا بعد  از یه چند وقتی خودش زنگ زدو معذزت خواست.

     اما اون هیچ تغییری تو رفتارش  پیدا نشده بود .منم سعی میکردم دیگه بش گیر ندم به من چه راست میگفت باید استفاده کنه از زنانگیش مثل خیلی دخترای دیگه که تو پارکا خیابونا ولند جالب الان دخترای 15 ساله وارد این مسایل میشند از 15 سالگی شروع میکنند تا 24 یا 25 سالگی بعدشم خدا میدونه گیر کدوم بدبختی بیفتند که بخوان باش زندگی کنند .

    فریده یه ان گوشی از دستش ول نمیشد یه بند بهش زنگ میزدند حتی یا دمه تو دانشگاه وسط درس استاد مبایلش زنگ میزد اونم با پرویی اجازه میگرفت میرفت بعد چند دقیقه حتی بعضی وقتا تا اخر کلاسم نمیومد .جالبه همیشه هم دوست پسراش زنگ میزدند .

    اون روزم که رفته بودیم مثلا پیاده روی خانوم یه بند با گوشیش ور میرفت هی اس ام اس بازی میکرد  اون پسرای سادرو بگو که خام این میشدند.

     اینم میزاشتون سر کار مثلا به یکی میگفت من تا حالا با هیچکی نبودم  و راحت قسم میخورد مثل نقل و نبات حتی جون مامان بابای خودشم مایه میزاشت...

     یه بار گوشی و گذاشت رو ایفون گفت گوش کن این چه التماسی میکنه پسره که معلوم بود از اون ساده های ساده دل و ساده مغز ه میگفت  فریده خانوم واقعا به پاکی شما ایمان دارم شما بهترینی من خیلی تنهام شما تنها ییمو پر میکنی من واقعا اهل هیچی نیستم یه دوستی پاک و سالم و میخوام فریده هم میگفت منم همینطور تا حالا با کسی نبودم و اهل نمازو اینام من مثل دخترای دیگه نیستم.

     منم یه دوستی سالم و پاکو بی ریا میخوام بعد کر کر میخندید پسره ساده نمیدونست این ور خط چه خبره منم تو دلم میگفتم  مثل دخترای دیگه نیست بلکه بدتر از اوناست .

    بهش گفتم  گناه داره چرا باش بازی میکنی این حرفارو بهش میزنی تازه مسخرشم میکنی گفت نه بابا یه مدتی فقط میخوا به زندگی امید وارش کنم اخه ما زنها بش گفتم تو زنی نه من من هنوز پاکم خوب حالا من از زیباییم و ارامش زنانم استفاده میکنم بهش نیرو میدم .

    اره بهش نیرو میدی و بعد یه مدت ولش میکنی بعد اون واقعا افسرده بشه و...

     حرفم و قطع کرد و گفت بی خیال بابا خانوم معلم یه روزم تو باید یه حالی بدی به..

    حرفشو نیمه گذاشتم بش گفتم کافر همه را به کیش خود پندارد.

     هیچ وقت نتونسشتم فریده رو عوض کنم به هر حال من کم کم سعی کردم از فریده فاصله بگیرم مثل فریده ها زیادن زیاد و من هیچ قدرتی در تغییر فکرو روش زندگی اونا ندارم چند وقت پیشام فهمیدم خانوم با یه گروه شمال رفته همونجا  هم گرفته  بودنشون تو یه پارتی ....

    بعدا با وسیقه باباش اینا ازاد شد الانم نمیدونم کجاست حتما باز گوشی دستش داره حرف میزنه  شما مراقب باشی که تو دام این طور ادما نیفتین.

     

     

  • + نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387 6:27 بعد از ظهر توسط ندا صارمی |


       

    با گریه به تو گفتم
    بشنو تو صدای من
    از زمزمه سازم
    از حال و هوای من
    در آن شب بی فردا
    افتادی به پای من
    تا دیدی حقیقت را
    در حال و هوای من
    ای ساده تر از شبنم گلبرگ شقایق
    ای درد تو چون قصه پر غصه عاشق
    ای شب همه شب مستی میلاد و بهانه
    ای بغض بجا مانده ای از شعر و ترانه
    این گرمی آوازم یا زمزمه سازم

    دست خود من نیست
    از غصه نجاتم ده
    گویی که بدون تو جان است و بدن نیست
    با گریه به تو گفتم
    بشنو تو صدای من
    از زمزمه سازم
    از حال و هوای من
    در آن شب بی فردا
    افتادی به پای من
    تا دیدی حقیقت را
    در حال و هوای من

    اکنون که منم در به در از دست زمونه
    گریه شده همزاد من از درد شبونه
    اشک منه عاشق از رنج درونه
    تا عالم عاشق یه سراب و یه فریبه
    دنیا به خدا اینجوری هرگز نمیمونه
    فریاد من و دل
    از عشق و جنونه
    تا این دل دیوونه بسوزد به نگاهی
    من عاشق عشقم چه بخواهی چه نخواهی

    با گریه به تو گفتم
    بشنو تو صدای من
    از زمزمه سازم
    از حال و هوای من
    در آن شب بی فردا
    افتادی به پای من
    تا دیدی حقیقت را
    در حال و هوای من
    ای ساده تر از شبنم گلبرگ شقایق
    ای درد تو چون قصه پر غصه عاشق
    ای شب همه شب مستی میلاد و بهانه
    ای بغض بجا مانده ای از شعر و ترانه
    این گرمی آوازم یا زمزمه سازم

    دست خود من نیست
    از غصه نجاتم ده
    گویی که بدون تو جان است و بدن نیست
    با گریه به تو گفتم
    بشنو تو صدای من
    از زمزمه سازم
    از حال و هوای من
    در آن شب بی فردا
    افتادی به پای من
    تا دیدی حقیقت را
    در حال و هوای من

     

     

     

     

     

    در خویش نظرکردم
    دل خواب رو خبر کردم
    از ساقی گذر کردم
    سوی عشق سفر کردم کردم

    من سوختن رو دوست دارم
    افروختن رو دوست دارم
    در مکتب دل باختن
    آموختن رو دوست دارم

    بی شعله خواستن
    من اجاق سردم
    اگه عاشقی درده
    من عاشق دردم

    ای عشق نهان سوز
    از خود به درم کن

     

    ای شعله سر کش
    از بد بترم کن

     

    با گریه به تو گفتم
    بشنو تو صدای من
    از زمزمه سازم
    از حال و هوای من
    در آن شب بی فردا
    افتادی به پای من
    تا دیدی حقیقت را
    در حال و هوای من
    ای ساده تر از شبنم گلبرگ شقایق
    ای درد تو چون قصه پر غصه عاشق
    ای شب همه شب مستی میلاد و بهانه
    ای بغض بجا مانده ای از شعر و ترانه
    این گرمی آوازم یا زمزمه سازم

    دست خود من نیست
    از غصه نجاتم ده
    گویی که بدون تو جان است و بدن نیست
    با گریه به تو گفتم
    بشنو تو صدای من
    از زمزمه سازم
    از حال و هوای من
    در آن شب بی فردا
    افتادی به پای من
    تا دیدی حقیقت را
    در حال و هوای من

    اکنون که منم در به در از دست زمونه
    گریه شده همزاد من از درد شبونه
    اشک منه عاشق از رنج درونه
    تا عالم عاشق یه سراب و یه فریبه
    دنیا به خدا اینجوری هرگز نمیمونه
    فریاد من و دل
    از عشق و جنونه
    تا این دل دیوونه بسوزد به نگاهی
    من عاشق عشقم چه بخواهی چه نخواهی

    با گریه به تو گفتم
    بشنو تو صدای من
    از زمزمه سازم
    از حال و هوای من
    در آن شب بی فردا
    افتادی به پای من
    تا دیدی حقیقت را
    در حال و هوای من
    ای ساده تر از شبنم گلبرگ شقایق
    ای درد تو چون قصه پر غصه عاشق
    ای شب همه شب مستی میلاد و بهانه
    ای بغض بجا مانده ای از شعر و ترانه
    این گرمی آوازم یا زمزمه سازم

    دست خود من نیست
    از غصه نجاتم ده
    گویی که بدون تو جان است و بدن نیست
    با گریه به تو گفتم
    بشنو تو صدای من
    از زمزمه سازم
    از حال و هوای من
    در آن شب بی فردا
    افتادی به پای من

    + نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387 11:46 قبل از ظهر توسط ندا صارمی |


     

     

     

    + نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387 5:34 بعد از ظهر توسط ندا صارمی |


       

      

    + نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387 11:48 قبل از ظهر توسط ندا صارمی |


     

     

    + نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387 10:20 قبل از ظهر توسط ندا صارمی |